بنام خدا
تا چند وقت قبل، فکر می کردم که سخت گیری های پلیس برای بستن کمربند ایمنی در خیابانهای پر تردد و شلوغ شهر موجه نیست.
مثلاً یکبار پلیس سر میدانی در مرکز شهر که معمولاً هم ترافیک هست مرا نگه داشت و جریمه کرد. یکبار دیگر هم که جریمه شدم، به مامور گفتم : آخه توی شهر که معمولاً با سرعت بیشتر از30 40 کیلومتر بیشتر نمیشه رانندگی کرد، چه دلیلی داره این کار؟ یکبار مامور گفت : من هم با این قانون مخالفم اما مامورم و معذور.
اخیراً اما نظرم عوض شده. علتش هم آنست که من احتمال برخورد با مانع ثابت یا مانع در حال حرکت بر خلاف جهت، را در نظر نمی گرفتم.
کارشناسان گفته اند برخورد با سرعت 40 تا 60، به مانع ثابت، آسیب جدی به راننده ی بدون کمربند ایمنی وارد میکند، اما اگر سرعت به 80 برسد، باعث مرگ او خواهد شد.
شاید در نگاه اول بگوئیم که در شهرهای کوچک و متوسط، سرعت 80 برای رانندگان عادی به ندرت پیش می آید اما نکته اینجاست که اگر دو ماشین با سرعت 40 کیلومتر به هم برخورد کنند، تقریباً مانند آنست که یک ماشین با سرعت 80 به مانع ثابت برخورد کند.
سرعت 40 کیلومتر برای اغلب رانندگان شهری عادی است و چون بسیاری از خیابانها دو طرفه اند خطر برخورد از مقابل بصورت جدی وجود دارد. کافیست یکی از طرفین به هر دلیل فرمان اتومبیل را کمی بچرخاند. بنابر این بستن کمربند ایمنی حتی در خیابانهای پرتردد و شلوغ هم واقعاً لازم است.
بنام خدا
آنهائی که در جادههای دو طرفهی غیر اتوبان (مانند مسیر قم - دلیجان - اصفهان) تجربهی رانندگی دارند و مثل من مقداری تندتر ازحد متوسط رانندگی میکنند، این تجربهی من (بعد از چهار یا پنج بار جریمه بیست هزارتومانی شدن) به دردشان میخورد :
سعی کنید یک ماشین سواری دیگر را که در سرعت رانندگی مشابه خودتان یا حتی مقداری تندروتر است، پیدا کنید.
سپس، پشت سر آن ماشین با رعایت فاصله حدود 50 تا 100 متری حرکت کنید، با همان سرعت.
این کار حداقل دو خاصیت دارد :
1- ماشین مورد نظر راه را برای شما باز میکند. اگر ماشین سنگینی در جاده باشد که مانع حرکت سریع شما باشد، با چراغ زدنهای متوالی و بوق و... او را وادار به کنار کشیدن میکند و شما با خیال راحت و بدون درگیری و ریسک با ماشینهای سنگین و رانندههای سبیل کلفت آنها، حرکت خواهید کرد.

2-در صورتی که مسیر مجهز به برادران زحمتکش پلیس دوربیندار باشد، احتمال به دام افتادن و جریمه شدن شما تا حد زیادی کم میشود، چون یا ماشین جلوئی گیر می افتد و شما در دید مستقیم دوربین قرار نمیگیرید، یا او پلیس را از دور میبیند و ترمز میکند و شما هم پشت سر او سرعت را کم میکنید و از خطر میرهید.
رعایت فاصله در این تجربه، بسیار مهم است، چرا که اگر فاصله شما با خودرو جلویی کم باشد، ممکن است بر اثر حادثه یا ترمز ناگهانی به او برخورد کنید و اگر فاصله زیاد باشد، ممکن است در میدان دید دوربین پلیس قرار بگیرید.
.........
.........
.........
ایدهی نوشتن این پست یکی دو هفته قبل، هنگام رانندگی در همان جاده به ذهنم رسید. دیدم، عجب! در عالم سیاست ( رقابتهای سیاسی کشور در یکی دو دههی اخیر) هم مشابه چنین مفهومی را دیدهام.
گاهی اوقات موانع سنگینی (مانند ستون، استوانه و...) در مسیر حرکت یک فرد یا گروه وجود دارند که رویاروئی مستقیم با آن به هر دلیل ممکن یا به مصلحت نیست. (الان اصلاً کاری به حق و یا ناحق بودن آن استوانه یا آن فرد و گروه را ندارم.)
آنوقت آن بعضی، که خود مایل به رویاروئی نیستند، پشت عده ای تندروتر از خودشان قرار میگیرند و سکوت میکنند تا تندروها خوب تخریب موردنظرشان را به انجام رسانند و راه را باز کنند.
تندرو ها با رانندهی سبیلکلفت ماشین سنگین، درگیریها را انجام میدهند و او را وادار به کناررفتن میکنند. بعد که تخریب (کامل یا حتی ناقص) انجام و راه باز شد، آن فرد یا گروه، محترمانه و بدون آنکه هزینهی مستقیمی داده باشند از مسیر باز شده، به راحتی استفاده میکنند.
...
در رانندگی خیلی مهم نیست، اما حداقل در جامعه، مراقب باشیم ناآگاهانه، آن تندروی تخریب گر جاده صاف کن نباشیم.
...
مولا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند : به هنگام فتنه (آزمایشهای بزرگ فردی و اجتماعی) ، مانند شتر دوساله باش، نه پشتی دارد که بتوان بار بر آن نهاد و نه شیری که بتوان او را دوشید. (نهج البلاغه، اولین کلمهی قصار)