مدير پارسي بلاگ

بنام خدا



آسيد پرويز خان فتاح وزير محترم نيروي دولت نيرومند جمهوري اسلامي ايران ، سلام
نظر به قطعي مکرر جريان حياتبخش برق در منزل و محل کار بنده، گفتم عرض حالي بکنم به حضور آن مقام وزارت، باشد که مراد يابم...
چه بگويم که تا نوک اين قلم خواست مشغول به نامه ات شود، چونان رقصيد که انگار برق به کمرش وصل شده باشد...
قامت کماني ات را عشق است، اي وزير! اي خوش قد! اي خوش تيپ، اي چريک! اي خوش اخلاق! اي سد ساز. اي متين!
اي که نيرويت، جان بخش است و جمالت دل ربا...
در وصف جمال توست که طوطيان هند شکرشکني کرده اند، قند پارسي کيلو چند؟ بنگاله کجا بود؟
هر موتوربرقي که مي چرخد، اگر به بدنه اش گوش بچسباني و دل بسپاري مي شنوي که در هر دور مي گويد : پرويز... پرويز...
قربون قدت، فقط به اين زيردستات بگو سروقت برق رو قطع و وصل کنند.
همين.


نوشته شده در  سه‏شنبه 11/4/1387ساعت  10:37 عصر  توسط سيد محمدرضا فخري 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[23/5/1387- 11:3 ع] نامجو و جسارت به کلام خدا
[23/4/1387- 12:0 ع] آقا! اين ديني نيست!
[18/4/1387- 12:41 ع] مکالمه ي دو فرمانده
[11/4/1387- 10:37 ع] آسيد پرويز
[2/4/1387- 1:5 ع] ميرم خارج ...
[31/2/1387- 10:18 ع] بازي سرنوشت
[5/2/1387- 6:22 ع] سينه‏ي اين دشت
[20/1/1387- 12:23 ع] خراش به چهره هنرمند... چرا؟
[6/12/1386- 4:36 ع] من وکيلم...
[24/6/1386- 3:45 ع] گريه کن سرباز...
[آرشيو شده ها]