سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

مدیر پارسی بلاگ

نوشته های پراکنده مدیر سایت

فیلتر شدن وبلاگ آهستان و چند نکته

بنام خدا
متاسفانه دیروز صبح شاهد فیلتر شدن وبلاگ آهستان، یکی از وبلاگهای پیشرو و موثر در وبلاگستان فارسی بودیم که با پیگیری های دوستان ایشان، در ساعات اولیه بامداد امروز باز شد.
با توجه به شواهد و قرائن، به نظر میرسد که علت فیلتر شدن وبلاگ آهستان، تشخیص خودکار نرم افزار فیلترینگ بخاطر درک اشتباه از جمله "بی شعورهایی به نام احمدی نژاد"  در نوشته ی "پشت پرده نشریه همت چه کسانی هستند؟!" بوده که عامل انسانی نهایی کننده در سیستم فیلترینگ، بی دقتی کرده و تصور کرده منظور از این جمله خود رئیس جمهور بوده. این جمله بعداً توسط خود جناب امید حسینی ،مدیر این وبلاگ، تغییر یافت به : " بی شعورهایی به نام حمایت از احمدی نژاد".
هر چند سیستم فعلی فیلترینگ دارای خطاهای فاحش در سطوح مختلف مدیریتی، تشخیص، فنی و .... هست و جای هیچ تردیدی هم در آن نیست و ما و  دوستان مدتهاست که به شکل های گوناگون، به آن انتقاد داریم (با یک جستجوی ساده در گوگل قابل اثبات است) اما در این مورد خاص، به احتمال قوی علت فیلترشدن،  مخالفت و انتقاد از آقایان احمدی نژاد و مشایی نبوده و علت همان "گمان به" توهین به رئیس حمهور بوده است.
بی گمان، اگر مسلم بشود که علت اصلی فیلتر شدن، اصل محتوای مطلب و عدم تحمل انتقادات ایشان بوده، نوع برخورد بنده و بسیاری از دوستان به این مسئله به گونه ای کاملاً متفاوت رقم خواهد خورد ، اما با توجه به وجود این ظن قوی و قابل توجه ، به نظر بنده، شایسته و اخلاقی و منصفانه اینست که حداقل تا مطمئن نشده ایم که علت اصلی چه بوده، از این قضیه بعنوان یک نقطه شروع برای بیرون ریختن همه دلخوری ها و دق دلی هایی که از آقای احمدی نژاد و یا عملکرد ایشان و اطرافیانشان بوده و هست، استفاده نشود و به اینگونه موضوعات در جای خود، با متانت، طمانینه و انصاف پرداخته شود.

"ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الاتعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی"
هرگز دشمنی یک قوم شما را وادار نکند بر اینکه عدالت نکنید (یعنی با دشمن خودتان هم به عدالت رفتار کنید)، به عدالت عمل کنید که عدالت به تقوا و پرهیزگاری نزدیکتر است .
(مائده/8)


آجیل نوروزی، بادام تلخ

بنام خدا
آنهمه ناز و تنعم که خزان می فرمود      عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
روح حیات، روح بهار، ارزانی جانهاتان باد
سال نو مبارک

خدا را شکر که زحمات تیم فنی پارسی بلاگ به ثمر رسید و سیستم پیام رسان بالاخره رونمائی شد. کاری که حاصل سه چهار ماه تلاش مداوم و خصوصاً کار شبانه روزی یکی دو هفته آخر سال بود.
دقایقی گذشته از بامداد 30 اسفند 87، بعد از اینکه خبر هدیه‌ی نوروزی را در خبرنامه سایت گذاشتیم، آماده شدم برای برداشتن وسایل موردنیاز و خروج از شرکت. چهار پنج ساعت بعد باید راهی یک مسافرت چند روزه می شدم.
لحظه‌ی آخر، از خودم پرسیدم : اینجا چیزی جا نگذاشته ام؟
بی اختیار، شنیدم که صدائی از درونم گفت: چرا جا گذاشته ای! جوانی و عمرت را...
جوانی و عمر ما به هر شکل، میگذرد، امید که هیچگاه شرمنده ی زمان نباشیم و بتوانیم همیشه پاسخ خداپسندانه ای برای تک تک کارهایمان داشته باشیم.
...
چند نکته ی ناهمگون، به سبک آجیل نوروزی دارم :
یکم اینکه : امسال، بر خلاف گذشته، در طول رانندگی خیلی راننده ی خانم دیدم. اکثر ماشینهائی که سبقت میگرفتم، خانم ران بودند! خصوصاً در اتوبان قم-کاشان. و این برای من بی سابقه بود.

دوم اینکه : جناب رئیس جمهور در پیام تبریک نوروزی، با کاپشن معروفشان آمده بودند و نه با کت و شلوار رسمی. به نظر بنده جا داشت با لباس کاملاً رسمی این تبریک به هموطنان ابلاغ می شد. بعنوان یک ایرانی به من برخورد و احساس کردم ایشان احترام این عید را بطور کامل رعایت نکرده اند.

سوم اینکه : طبق معمول، صدا و سیما این بار هم لحظات سال تحویل را با خوانندگان و هنرپیشه گان آغاز کرد، که البته فکر کنم این بار جای ورزشکاران خالی بود!
بعنوان یک جوان، از دریچه ی پنجره ی خوش رنگ و لعاب صدا وسیما، یاد گرفته ام که آدم های خوب و مناسب برای الگو شدن برای جامعه بر 4 قسم اند :
اولین و مهمترین گروه خوانندگان هستند، خصوصاً از نوع پاپ و امثال ذلک!...
دومین گروه بازیگران سیما و سینما هستند. اینان نیز، با توجه به اینکه یا نقش خوب بازی کرده اند که بطور فابریک، هاله ی نورانی دارند و میشود پشت سرشان نماز بجای آورد، و یا نقش بد بازی کرده اند که خب می آیند و صادقانه میگویند که اونا همه اش بازی بوده و واقعی نیست و خاطرتون جمع من واقعاً اون آدم بده نیستم. در هر دو صورت، اینان خیلی مهم هستند.
سومین گروه ورزشکاران خصوصاً فوتبالیستها هستند.

این سه گروه از چنان جایگاهی برخوردارند که پایه های فکر و فرهنگ جامعه را می سازند بلکه سقف و دیوارش را، و باید آنقدر در لحظات پربیننده، در چشم مردم تکریم و تعظیم و چهره سازی و اینها بشوند که هر جوان بیکار جویای نامی همان وقت بپرد داخل حمام خانه شان و تمرین خوانندگی کند و حتی به فکر ایجاد اشتغال مولد وتبدیل زیرزمین خانه به استودیوی زودبازده بیفتد، یا اینکه خلاصه ی تمام آمال و آرزوهای زندگیش بشود بازی در یک فیلم و معروف شدن یک شبه.

گروه چهارم هم دانشمندان، فرهیختگان و دیگر هنرمندان.
این گروه البته در الگوسازی سیما آنطور بی سهم هم نیستند. وقتی ساعت ، دو قدم مانده به صبح را نشان میدهد، صبحها بعد از پخش اذان صبح ، شبهای 4 شنبه بعد از نیمه شب، زیرنور ماه، کاروان شعر و موسیقی بامداد جمعه، و کلاً بسیاری اوقات پربیننده ی دیگر!

بعنوان یک جوان، خوب دارم الگو می‌گیرم که چه خوب است و چه خوبتر و چه چیز مهم است و چه بی اهمیت یا کم اهمیت.
یاد میگیرم که در درجه ی اول، مهم این نیست که اخلاقت، شخصیتت چه باشد، درک و شعور وعقلانیتت، پایبندی ات به دین و ایمان و خدا در چه درجه باشد، مهم اینست که خوب و هنرمندانه نقش بازی کنی. مهم اینست که صدایت خوب باشد و احیاناً چند تصنیف ملی یا مذهبی هم در کارنامه ‌ات داشته باشی، مهم اینست که خوب بتوانی دریبل بزنی و سانتر کنی.
یاد میگیرم که دانش و معرفت و شخصیت و کمالات انسانی و اخلاقی و دینی نه اینکه مهم نباشد، هست خیلی هم هست، اما...
...
این بود آجیل نوروزی بنده.
خب در آجیل ، گهگاه مغز بادام تلخ هم پیدا میشه، اونم خواصی داره خب...
دگر بار صمیمانه و از عمق جان، سال نو را تبریک می گویم و سالی پرخیر و برکت برایتان خواهانم.

پی نوشت : نوشتار بنده هرگز به معنای ناچیز انگاشتن قدر و ارزش خوانندگان، هنرپیشگان و ورزشکاران نیست. سخن بر سر توزیع امکانات رسانه ای متناسب با ارزشهای اصیل و توام با عقلانیت و مصلحت اجتماعی است و نه متناسب با جذابیت ظاهری برنامه ها و رقابت بر سر پربیننده کردن آنها با استفاده از چهره های مشهور. رسانه ی ملی باید مشهوریت معقول و بهنجار و منطبق با اصالتهای فکری و فرهنگی ایجاد کند، باید چهره سازی صحیح و معنا دار داشته باشد.

به بهانه‏ی یوزارسیف

بنام خدا
در کشور ما رئیس جمهور با رای اکثریت مردم و تنفید رهبر انقلاب، سکان عالی‌ترین مقام اجرائی کشور را به دست می‌گیرد. به محض تصدی مسند ریاست جمهوری، برای همه‌ی مردم، حتی آنهائی که به رقبایش رای داده‌اند، یا اصلاً رای نداده‌اند، او رئیس جمهور قانونی آنهاست، چه بپسندند و چه نپسندند.
رئیس جمهور، نماد حاکمیت، اقتدار، عزت و شکوه یک ملت است. اگر کسی در مجامع بین المللی، به رئیس جمهور یک کشور توهین کند، انگار که به تمام مردم آن کشور اهانت کرده است.

احمدی نژاد ، خاتمی ، هاشمی

پس از روی کار آمدن دولت جدید (تابستان 84)، رویه‌ی بسیار ناپسندی در بعضی مجامع مخالف و منتقد دولت شکل گرفت که در دورانهای گذشته با این حجم انبوه، کاملاً بی سابقه بوده است. این رویه عبارتست از ساختن، پرداختن و تکثیر انواع توهین‏های شخصی به رئیس جمهور منتخب مردم.
به محض انتخاب آقای دکتر احمدی نژاد به این سمت، وبلاگهائی درست شد که کارشان صرفاً توهین شخصی به رئیس جمهور بود و بسته به شخصیت اجتماعی نویسنده، حد و مرز این توهین‌ها گاه به کلمات و عبارات سخیفی کشیده می‌شد که میتوان به جرات گفت، خود نویسنده هم نمی تواند آن کلمات را در حضور افراد حقیقی بر زبان آورد و از گفتن آن شرم خواهد نمود.
پس از مدتی که بازار پیامک داغ شد، این توهین‌ها رویه‌ی ناپسند خود را از این طریق ادامه داد و در عین حال هر روز شاهد شکل گرفتن ابعاد جدیدتری از این روند بوده‌ایم که البته بعید می‌نماید طبیعی و خودجوش هم باشد. شاید در تاریخ ایران این حجم بالا از توهین شخصی به یک مقام عالی کشور، سابقه نداشته است.
اما آنچه مرا به نوشتن این یادداشت، مصمم‏تر کرد، سیل توهین‌هائی است که این روزها بعد از پخش هر قسمت از سریال "یوسف پیامبر" از طریق، پیامک و اینترنت به اشکال مختلف منتشر می‌شود. واقعاً مایه‌ی تاسف است که خیلی از ماها هم بدون توجه به ماهیت کار، اینها را که در قالب لطیفه‌های دقیق و ساختارمند طراحی شده، به راحتی منتشر و بازگو می‌کنیم و ابزاری می‌شویم برای اشاعه‌ی زشتی و نابهنجاری.
این کار از نظر شرعی خلاف مسلم است و از لحاظ هنجارهای متعارف اجتماعی کاری بسیار ناپسند و غیراخلاقی.
ربطی هم ندارد به اینکه رئیس جمهور احمدی‌نژاد باشد یا خاتمی یا هاشمی یا هر کس دیگر.
نفس توهین شخصی به بالاترین مقام رسمی و قانونی کشور، ناپسند است.
رئیس جمهور نماد اقتدار و عظمت یک کشور در بین سایر کشورهاست و هر گونه اقدام یا مشارکت در توهین شخصی به او، در حکم توهین به ملیت ایران و ایرانی است.