بنام خدا
چندي پيش در مراسم اختتاميهي يک جشنواره حاضر بودم، مربوط به يکي از شبکههاي ديني صداوسيما. در بين برنامه، با کمال ناباوري مجري برنامه اعلامکرد : حالا نوبت قرائت زيارت جامعه است که از قاري محترم خواهش ميکنيم تشريف بياورند بخوانند!
به دوست بغل دستي گفتم : "اينکه نزديک به يک ساعت طول ميکشه! زيارت جامعه اونم وسط جشنواره آخه ؟؟؟" بعد البته معلوم شد زيارت جامعه کبيره را نميخوانند و منظور زيارت جامعه صغيره است. آقاي قاري آمدند زيارت را تمام و کمال خواندند و رفتند و البته گردانندگان محترم هم کلي در دلشان کيفکردند که ديگر خيلي مراسمشان ديني شد و کاملاً هم مورد رضايت ائمه معصومين عليهم السلام قرارگرفت.
....
ديشب در مسجد محل، بين دو نماز به آقائي که براي مخارج مسجد پول جمع ميکرد گفتم : "آقا تو اين بيبرقي، بيزحمت لامپهاي سالن کنار مسجد رو خاموشکنيد، الان خيليها تو اين گرما بدون برق هستند و سزاوار نيست برق بيجا مصرف بشه." در سالن بزرگي که هيچکس هم نبود لااقل ده بيست لامپ و مهتابي و يه لوستر با لامپهاي پرمصرف روشنبود.
آن آقا نگاهي عاقل اندر سفيه به من کرد و گفت : "شب ولادت آقا امام هاديه!" بعد بي درنگ رو به جمع نمازگزاران کرد و به گونه اي که مثلا روي من کم بشه، بلند گفت : "شب ولادت آقا امام هادي است، هديه به روح ايشون بلند صلوات بفرس..."
....
امروز صبح که شبکه معارف سيما رو روشنکردم، داشت اين تصنيف عربي را پخش مي کرد : ايامکم سعيدا، سعيدا سعيدا
....
يکي از مصائبي که متاسفانه در دين ما هميشه وجود داشته ، اين است که به غلط اموري ديني تلقي ميشود که از دين نيست و زادهي تخيلات ناشي از جهل و کج فهمي ماست.
از سوئي جهالتي را شاهديم که اسراف و تضييع حقوق مردم در اين شرايط کمبود برق را مرتکب ميشود، به تصور اينکه تعظيم شعائر دين کرده است.
از ديگر سو، نوعي کج سليقگي را ميبينيم که زيارت جامعه را ، (هرچند ناخواسته) در عمل وسيلهاي تزئيني و بخشي از دکوراسيون صوتي يک جشنواره مذهبي قرار ميدهد، زيارتي که بايد با آن به امام معصوم سلام داد، به روح بلندش متصل شد و اوج گرفت، ميشود يک بخش تشريفاتي و ظاهري که تقريباً فاقد روح سلام و اداي احترام به ائمه معصومين است. آيا بي احترامي به زيارت نيست که در عمل بعنوان تزئينات مذهبي يک جشنواره از آن استفاده شود؟ در حسن نيت گردانندگان جشنواره شکي ندارم، اما هميشه نتايج و بازخوردهاي يک کار صرفاً بر اساس نيتهاي صحيح مورد قضاوت قرار نمي گيرد، شيوهي اجرا و رعايت عرف هر مراسم، از شرايط اصلي توفيق و تاثيرگذاري صحيح است.
يکي ديگر از اين موارد، استفاده هر چه بيشتر از زبان عربي در برنامه هاي ديني، به نفع دين است. هرجا که يک مراسم با رنگ و لعاب مذهبي داريم حتماً يک يا چند تواشيح و تصنيف عربي بايد پخش بشود.
شکي نيست که تعليم وتعلم زيان عربي از ضروريات نظام آموزشي ماست، چيزي که متاسفانه خيلي ضعيف به آن پرداخته ميشود. در روايتي از امام صادق عليهالسلام نقلاست که : زبان عربي را بياموزيد چرا که زباني است که خداوند با آن، با خلق سخن فرموده.
به اعتقاد من يک مسلمان قبل از هر زبان ديگر، بايد در حد فهم عبارات نماز، قرآن و ادعيه و روايات معصومين، زبان عربي بداند که اگر اينطور نباشد، قطعاً دربسياري موارد مشکل خواهدداشت و نخواهد توانست وظايف عبادي و ديني خود را به کمال انجامدهد. بچه هاي ما را از دوران ابتدائي در مسير يادگيري زبان انگليسي قرار مي دهند، با اين استدلال که زبان بينالمللي است و در زندگي امروزه بسيار مورد استفاده، اما کسي نمي گويد که آقا! مثل اينکه در اين زندگي قرارست مسلمان هم باشيم! مسلماني که عربي نداند، وقتي عبادت ميکند، مانند آدمي است که چشمش را بستهاند و او را به تماشاي مناظر زيبا بردهاند. نميتواند بطور کامل لذت مناجات و نماز و تلاوت قرآن را درککند، چون نميفهمد دارد چه ميگويد.

اما و صد اما که دانستن زيان عربي يک مطلب است و استفادهي افراطي از سرودهاي عربي به عناوين مختلف، در يک کشور فارسي زبان مطلبي ديگر. زبان فارسي افتخار ما و از عناصر اصلي وحدت ملي ماست. به چه توجيهي شبکه هاي ديني صدا و سيما در اغلب ساعات پخش برنامهها از سرودهاي عربي استفاده ميکند؟ سرودهائي که حتي افراد مسلط به زبان عربي هم متوجه بسياري از کلمات آن نميشوند. چرا اينقدر تواشيح عربي؟ مگر ما عرب زبانيم؟ ما مسلمانيم، اما مسلمان فارسي زبان! قرار نيست هرکس مسلمان بود دائماً سرودهاي عربي نامفهوم در مغزش فروکنند. بارها در اين مراسمها و برنامه ها اين تواشيح ها را شنيده ايم و قول ميدهم که بيشتر ما، حتي يک کلمه از آن را هم متوجه نمي شويم.آيا اين قانون غلط و نانوشته ي برنامه سازان مذهبي ماست که هر چه عربي تر، ديني تر؟
کاش که همه بتوانيم حد و مرزها را خوب خوب بشناسيم و مسائل را با هم مخلوط نکنيم.