• وبلاگ : مدير پارسي بلاگ
  • يادداشت : نامجو و جسارت به كلام خدا
  • نظرات : 17 خصوصي ، 119 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <    <<    6   7   8      >
     

    سلام عليکم

    مدير محترم پارسي بلاگ با توجه به اينکه مدت زيادي شده است که وبلاگ WWW.FARMHAND.PARSIBLOG.COM را مسدود کرده ايد از شما خواهش مي کنم دوباره اين وبلاگ را فعال کنيد .

    با تشکر

    پاسخ

    سلام. با ايميل پشتيباني فني سايت مکاتبه فرمائيد.
    سلام
    سلام. روزتون بخير. اولين کسي که برايتان نامجو گذاشت من بودم. شعري از حافظ بزرگ زبان ‍پارسي که زيبا و آرام خوانده مي‌شد. و تراک بعدي موسيقي مقداري بهم ريخته تر بود که با سليقه شما جور نبود. موسيقي زلف بر باد مده که کليپ آن به نظر من يکي از استثنايي ترين کليپهاي موسيقي زبان فارسي در سالهاي اخير است هم از منظر دوستان مناسب نبود. در حالي که نسل جوان بسيار ان را ‍پسنديدند. در هر صورت بنده به عنوان يکي از کساني که موسيقي هاي جناب نامجو را گوش مي کنم و يکي از کساني که مشتاق بود تا شما در وبلاگتان بنويسيد. مي گويم که اين خواننده و دور بري هايش از هوش بسياري برخوردارند که فقط يک موج کامل مي تونه جلوي اينها را بگيرد و الا يک دست صدا ندارد. نمي گويم از روي زمين نيستشان کنيم. نه. ولي دادن سمت و سوي زيبا به موسيقي فارسي از وظايف اين انجمن مزخرف موسيقي است. وقتي موسيقي سنتي ايران هيچ چيزي نو و تازه اي ندارد. اين گونه مي شود ديگر. اساتيد موسيقي ايران و کلاسيک مي توانند به سر خودشان بزنند که چرا نوآوري نکردن چنين فردي با پشتوانه فکري و انديشه اي سالها تحصيلات عالي. بيايد و در بين نسل جوان يک انديشه موسيقايي بياورد.
    من خدمت تان عرض کردم که از مصاحبه ايشان که در کافه ... برگزار شده استفاده کنيد. ايشان مطالب جالبي بيان کرده که به کارتان مي خورد. جناب اقاي فخري. در خطوط پايين عکس به بررسي موسيقايي و آوايي کارهاي جناب نامجو پرداخته ايد. و بعد خطوط بعدي برخوردي احساسي داشتيد. در حالي که توقع يک بحث منطقي مي رفت.
    در ادامه که دوستان خواب مان در فرهنگستان را صدا زديد. کلمه مستهجن به جناب نامجو برمي گشت. چون مطلب در مورد ايشان است پيشنهاد مي کنم يک بازنگري در اين بخش بفرماييد.

    پاسخ

    سلام. برادر! مسئله اصلا سليقه من و شما نيست و ملاک درستي يا نادرستي هم بقول شما پسند نسل جوان نيست. ممکن است نسل جوان خيلي چيزهاي ديگر را هم بپسندند... ممنونم از دلسوزي و توصيه ي شما به ترساندن از هوش طرفداران! سمت دادن به موسيقي و تصحيح روند آن به عهده شما جوان محترم هم هست که درست نگاه کنيد و گوش بدهيد و گوش هوشتان را دست هر کس و ناکسي و هر صداي قشنگي نسپاريد. فلينظرالانسان الي طعامه. دوست من، اتفاقا شما احساسي برخورد کرديد که صرفاً چون از صداي ايشان خوشتان مي آيد از او دفاع ميکنيد. متاسفم که دفاع از حريم کتاب خدا مي شود احساسي برخورد کردن! نمي دانم چرا همه سعي دارند ثابت کنند که اين حرکات غيرقابل توجيه نامجو، کاملا علمي و موجه و ... است و همه مقصرند جز ايشان. خيلي متاسفم برادر.

    مسئله كوچكي بزرگ مي شود و اينقدر طول و تفسير پيدا مي كند، عجبا. مدير عزيز، اظهار لطف جناب هموطن(كه در وجود مجازي ايشان بسيار جاي بحث است!) تنها به نظرات اين پست مربوط نمي شود. بيا و ببين كه در وب بنده چه كرده است(گفتماني مجازي و بحر و طويل!). اينكه چرا ايشان پاسخ بنده را هم در وبلاگ خودم نهاده اند هم در اينجا جاي بسي سوال است. ازيرا كه گر هدف روشن شدن اينجانب بود(آنهم با چه دلايل شاهكاري!) چرا در اينجا مطرح شده است، كه در همان وب بنده كافي مي نمود. اما هدف چيز ديگريست. ازينرو از آوردن تمام پاسخ هاي خود در جواب جناب هموطن در اينجا خودداري مي كنم و از دوستان تقاضا دارم براي روشن شدن مطلب به گفتمان بنده و ايشان در اينجا توجه فرمايند.

    با درود

    سلام

    خب، اينكه يك نفر هنرمند باشه يا نباشه، ديواري براش ايجاد نميكنه كه مصونيت داشته باشه از گناه و عيب. احسنت كه شما پيگير هستيد.

    + ... 

    سلام بر آقاي ناطقي.واکنش ! شما را به سخنان آقاي فخري خواندم.اگرچه مطلب ايشان هم مطالعه شد.دفاعيه ! شما هم از آقاي نامجو ملاحظه گرديد.اين علامت تعجب شما را در نکته گيري فرو نبرد بزرگوار.موضوع اين است نه واکنش شما بجاست نه دفاعيه شما.
    دغدغه آقاي فخري در دو بعد ادبي و مذهبي است.خودشان هم اشاره دارند به اين موضوع.شما در کدام بخش به نقد پست ايشان يا واکنش پرداختيد.
    مقايسه شما به اجراي تواشيح و آيات قرآني به صرف شباهت چند واژه و يا زبان گفتاري تصور نميکنيد کمي غلط باشد؟
    يا اينکه اجراي وطني مداحان ايراني را در مکانهاي مذهبي ؟پست قبلي آقاي فخري را هم مطالعه مي فرموديد خالي از لطف نبود.ايشان در انجا اشره صريح و واضحي داشتند به همان بعد مذهبي برخي برنامه هاي اهل دين ما که مي تواند در تقويت نرمخويي شما و اشکال بر ايشان ياري دهد.
    در بعد مثلا ادبي و عرفاني بي شک هر يک از اشعار اقتضاي حال خودش را مي طلبد که خارج از بحث و حوصله اين گفتار است اما همان نوآوري و تنوع در يک سير اصول و چارچوب پذيرفتني است و سنت شکني به معناي از بيخ و بن بر کندن نيست و اينکه تهوع آوري باشد.البته ربطي به اجراهاي آقاي نامجو ندارد.
    اما آمار دانلود! اگر بنا را بر آن بگذاريم هرچيزي زياد دانلود مي شود و طرفدار دارد ژس درست است و بقيه احکام ديني و قانوني به صرف اين بايد تغيير کند شما آقاي فخري را به حساب اين طرفداران وارد نکرديد چون ايشان هم لينک دانلود گذاشته اند!! و حقش بود تشکر مي کرديد بعنوان يک مدافع.شما نيت اين دانلودها را معيار و ملا ک قرارنداديد؟حضرتعالي حتما به اين نکته اشراف داريد که اعمال به نيت است و مصداقش را مي توانم در کلام شما پيدا کنم:
    ((در ميابيم كه اين نوع آثار با غرض خاصي ساخته نشده است))
    يعني شما هم به نيت و غرض يک فعل اذعان داريد.
    موسيقي تلفيقي و نوآوري موسيقي با هنجار شکني ديني متفاوت است.شخصا موضوع خواندن قرآن را در کارهاي آقاي نامجو لحاظ ميکنم نه اينکه نوع موسيقي چون طي 20 سالي که به نوعي با موسيقي همراه بودم و بخشي از زندگي من است بعنوان يک شنونده مي فهمم موسيقي يعني چه و خوب هم ميدنيم برخي حرکتهاي نو فقط يک موج است نه جريان من جمله همين موسيقي تلفيقي و شاهد مدعايش هم زياد است.
    اما حرف آخر...در خصوص عکس خواهش ميکنم از هنرمندان عزيز بخواهيد عکس نامناسب نگيرند تا امثال سيد فخري در پستهايشان استفاده نکند.اين اشکالش در نوع انتخاب نيست به زعم شما فقط و فقط يک امر شخصي است چنانکه دفاعيه و واکنش شما نيز از حيث موضوعي بي شباهت ب همين سليقه نمي باشد چون اثري از يک نقد به معناي حداقل آن مشاهده نشد.
    توفيق حضرتعالي و همچنين آقاي فخري را خواستارم و حتما از ايشان درخواست ميکنم با خاموش کردن احساسات ! در انتخابهاي بعدي سراغ اجراهاي اينچنيني نروند

    .......

    جوابيه يك هموطن است به فرمايش آقاي ناطقي نويسنده وبلاگ گيلك

    پاسخ

    سلام. از شما ممنونم. موفق باشيد.

    سلام آقاي فخري

    من چندتا وبلاگ رو لينك وبلاگم كردم ولي بعداز مدتي از وبلاگم حذف شدن نميدونم چرا

    و الانم هم جدود 38 تا وبلاگ لينك وبلاگم شده و ديگه هروبلاگي رو كه لينك ميكنم لينك وبلاگم نميشه يعني داخل وبلاگم نشون داده نميشه

    مشكل چيه؟ يعني از 38تا بيشتر نميتونيم لينك كنيم؟؟؟؟؟؟

    پاسخ

    سلام. فعلا که مشکل خاصي در لينک کردن نيست. اگر باز مشکل داشتيد با پشتيباني فني سايت مطرح بفرمائيد. موفق باشيد.
    + امين 
    جناب آقاي فخري
    سلام
    جواب شما چندان به آن چيزي که بنده نوشتم مربوط نمي شد. من نگفتم که کار نامجو صرفاً پژوهشي بوده؛ عرض کردم که اين تلاوت ها به نوعي خاطره ي جمعي نسل ماست و کار آقاي نامجو (اگر ديگر کارهايشان را گوش بدهيد تأييد خواهيد کرد) شکستن و بازسازي اين خاطرات جمعي به شکلي تازه است. به همين دليل است که کارهايش بين هم نسلان بنده با اقبال روبرو شده است.
    نمي دانم در آن سالها که تلاوت قرآن بسيار فراگير شده بود و تشويق مي شد خاطرتان هست؟ يادتان هست که افراد (به خصوص بچه ها) بعد از شنيدن يک تلاوت آهنگين سعي در تقليد آهنگ و لحن قاري مي کردند بدون اين که حتي کلمات قرائت شده را بدانند؟ و البته اغلب با تشر و نهي بزرگ ترها مواجه مي شدند.
    به نظرم کار نامجو چندان بي شباهت به رفتار آن بچه ها نيست. همان قدر که آن کار بچگانه و لوس و مبتذل است اين رفتار نامجو هم هست. اما در عين حال قابل درک است که افراد گاهي درگير لحن و آهنگ مي شوند و بدون فهميدن معنا سعي در تکرار آن دارند.
    بنابراين اين حرف مکرر شما که فرموده ايد «اگر مقصود پژوهش صرف بود، چه لزومي داشت سراغ آيات قرآن بيايند؟ اينهمه متن عربي هست و اينهمه خواننده عربي» در اين است که موضوعيت اين اجرا را که تقليد و بازسازي چند تلاوت مشهور است ناديده مي گيريد. با اين حال فرض کنيد که نامجو لحن و آهنگ همين تلاوت ها را روي يک شعر عربي يا چيز بي معنا اجرا مي کرد. واقعاً باز هم امثال ما ناراحت نمي شديم؟
    عرض من اين است که اين آهنگ شرم آور و مبتذل، نتيجه ي آن سالهاي ظاهربيني و پخش دائمي اين تلاوت ها و از معنا تهي شدن آنها و نتيجتاً تقليل قرآن به لحن و آهنگ است. تقليل قرآن به آهنگ در کار نامجو و به تازگي اتفاق نيفتاده که ما اکنون به آن معترض باشيم، سالها پيش شروع شده، شايد از زماني که به جاي معاني قرآني به تلاوت و قرائت آن توجه بيمارگونه مي شد و قاريان معروف در سفرهاي مکرر به ايران و سالنهاي بزرگ سعي مي کردند قرائت هاي هر چه آهنگين تر و بندهاي هر چه بلندتر بخوانند که از جمعيت تشويق بلندتري بگيرند (و تمام آن چيزهاي مبتذل ديگر...) آن سالها بايد اعتراض به اين رفتار و تقليل قرائت قرآن به آهنگ مي شد تا به اين نتيجه ي طبيعي نرسد.
    در بين عرب وقتي قرآن تلاوت مي شود مردم مي گريند. اين آياتي است که «لو انزلنا علي جبل لرأيته خاشعه متصدعه من خشيه الله». آيات کوه شکن است. همين سوره ي تکوير که به کوران خورشيد و کدورت ستارگان سوگند مي خورد چنان عظيم است که به واقع خود قيامتي است و هيچ بعيد نيست خورشيد را به تکوير و ستارگان را به خاموشي بکشاند و گورها را بشکافد!
    ولي در بين ما ايرانيان فارس زبان که تلاوت مي شود مي بينيم که مردم با لبخند و شگفت زدگي، دارند «حال مي کنند» از توانايي قاري در حفظ نفس و آهنگين کردن کلمات و بالا و پايين آوردن حجم صدا با فاصله گرفتن و نزديک شدن به ميکروفن! جمعي ديگر هم ياد بهشت زهرا و مراسم ختم مي افتند!
    اين مبتذل نيست؟
    نه تنها هست بلکه ريشه ي ابتذال است. ريشه ي اين اجراي آزاردهنده در همين جاهاست. نامجو هم در اين زمينه حداکثر به اندازه ي آن کودک بي اطلاع از قرآن مقصر است که لحن ها را گرفته و مانند يک آهنگ تکرار مي کند.
    پاسخ

    سلام. با تشکر از شما، بله موافقم که دچار سيطره کميت و سطح و ويترين شده ايم در همه چيز، خصوصاً مفاهيم ديني و البته کلام خدا و جناب نامجو هم در حد و اندازه اي نيست که سردمدار اين حرکتها باشد. ممنون. ياعلي.

    با درود
    جواب حضرتعالي در تمام مواردي که در وب بنده ذکر کرديد را در متن همان مقاله آوردم و نياز به توضيح مجدد نيست. فقط جهت ارائه کليد عرض مي كنم(مقاله گيلك و نظر جناب فخري):
    1. به تازگي گوش دادن اثر دخالتي در داوري نسبت به آن ندارد لکن دير گوش دادن اثري که يک سال و اندي پيش توليد شده است نشان دهنده دنبال نکردن آثار شخص و نتيجتا اينکه معلوم مي شود علاقه چنداني به آثارش نداريد و اين هم يعني همه آثارش را گوش نکرده ايد که همين يک مورد در قضاوت شما تاثير مي گذارد چون شما نسبت به سبک موسيقي ايشان شناخت کافي نداريد.
    2. خطوط قرمز اشخاص نسبت به يکديگر فرق مي کند. گاهي چيزي براي شما خط قرمز است که براي بنده نيست. در نتيجه اين مورد را به مردم بسپاريد که بخواهند که به موسيقي نامجو گوش بدهند يا خير که اتفاقا تعدد دانلود آثار نامجو از اينترنت مقدار مطالبه اين موسيقي را در بين مردم نشان مي دهد.
    3. در مورد مسئولين هم که بايد بگويم اين مشکل اولا مشکلي نيست ثانيا اگر مشکل باشد(فرض محال که محال نيست!) اولويت با مشکلات بزرگتر است.
    در پايان از حسن توجه حضرتعالي متشکرم. من به شخصه اعتقاد دارم که انديشه افراد قابل احترام است و از چلنج بين ما انديشه بزرگي بوجود مي ايد که در راه رشدمان مصرف خواهد شد.

    پاسخ

    سلام. با تشکر از شما، قضاوت را به قانون مي‌سپاريم. موفق باشيد.
    در ضمن كلام زشت همه جا زشته جناب مدير حتي در قسمت نظرات وبلاگ شما و در مورد ديگران. در اين مورد هم فيلترينگ و رعايت كنيد!!!
    پاسخ

    سلام. با تشکر از شما. پاسخ اغلب مطالب شما در بخش پي نوشت يا پاسخ نظرات آمده است. به تازگي گوش دادن يا تازه بودن و نبودن اثر دخالتي در داوري در مورد آن ندارد. در اين مورد خاص هم نيازي به آشنائي کامل با آثار نامبرده نبوده است چرا که بحث درباره کم و کيف سبک و ويژگيهاي هنري ان و تلفيقي بودن يا نبودنش نيست. بحث اصلي ورود به حريمي است که توسط اين شخصيت و اين سبک نبايستي انجام ميشد نه بخاطر اينکه در موسيقي بايد جلوي پژوهش و پيشرفت را گرفت بلکه به اين خاطر که در همه جا و از جمله موسيقي بايد به حريم ها و خطوط قرمز احترام گذاشت. اين اثر به هيچ وجه قابل قياس با سبکهي مختلف تلاوت قرآن نيست، و اساساَ هيچکس نمي تواند آن را در زمره تلاوت قرار دهد. بله با شما موافقم که مجاري رسمي خيلي کارهاي نکرده دارند که بايد بکنند، اما هر چيز بجاي خويش نيکوست و هرکسي در هر دستگاهي بايد وظيفه خودش را انجام دهد. قوه قضائيه مسئول مراکز تفريحي و موسيقي نيست، و همينطور بقيه مجاري. به بهانه مشکلات بزرگ نمي توان مشکلات کوچک را ناديده گرفت و به آنها بي توجهي کرد. تصوير را از گوگل پيدا کردم و مي پذيرم که اخلاقاَ بهتر بود عکس جالبتري ميگذاشتم. با تشکر مجدد. موفق باشيد.
    + باغبون 
    سلام.
    بسيار زشت و ناپسند بود.
    در تعجبم از کساني که چنين اقدامات سخيفي را در حوزه ي هنر قلمداد مي کنند.

    سلام
    تاسف اول را از بي اطلاعي عمومي خودم اعلام مي کنم
    که اين موضوع را هم مثل خيلي موضوعات ديگر اصلا به گوشم نخورده بود
    راستش اولين بار که هم چه جسارتي ديدم از تقليد موزيکال مداحي آقاي کريمي توسطيه خواننده ي .. بود که ايات سوره ي ناس را با اهنگ خواند و من همون وقت هم جاهايي اعلام خطر کردم و مي شد احتمال اين ادامه را هم داد
    در ثاني بايد از آقاي ابولفتحي از اين همه کوته بينيشان تشکر کنم
    همين براي ما بس که مقدساتمان را در روز روشن جلويمان به سخره بگيرند و ما هم متفکرانه نيشخند بزنيم که به به جوانانمان جسور شده اند و جسارت شرط اول پيشرفت است
    با عرض پوزش تف بر هم چه پيشرفت و خلاقيتي
    ايشان حتما کلام خدا را درک نکرده اند
    يا شايد موسيقي را آن هم از اين نوع ناهنجارش را درک نکرده اند
    شايد هم واقعا نمي فهمند مثل خيلي هاي ديگر
    که در هر سه مورد بايد تاسف خورد.... به حال ايشان و به حال خودمان که چه بد راوياني بوديم براي دين شريف اسلام و کتاب مقدس قرآن
    موفق باشيد
    همين! مال هيچکس نيست!

    سلام و تشكر بابت اطلاع رساني تون. بنده خبر نداشتم...

    حالا باز بيان بگن اسلام چرا با موسيقي نا مهربانه؟

    وا اسفا...........

    بايد به اهل قرآن تسليت گفت. يك موقع اين اساتيد مصري كه الگوي فن قرائت هستند اومدن ايران و رفتن قم تلاوت كردن. شنيدم حضرت ايت الله حسن زاده آملي (زيد عزه المعالي) كه تلاوتها رو شنيده بودن فرموده بودن: مثل اينها نخونيد. همون خوندن ساده خودتون از اينا بهتره!! در مورد خواندن قرآن با سه تار و با اين وضع سخيف چه بايد گفت؟؟؟؟؟؟

    همه در آمد و رفتيم تا "تا نمانيم از هستي و بمانيم بر هستي".سرها در گريبان، نگاه ها به جهل جايگاهي که البته ما مي دانيم کجاست! ولي بي خياليم. "ز کار و بار و حال و يار و دل درمي گذريم" و تنها شايد در فکر "عدد" افتاده ايم و البته وامانده ايم. گويي "بازگشت همه به سوي او نيست". عجب مردماني شديم! "ما که جهان نمي گذاردمان هيچ محل سگ"...ملتي بي پارادايم و گفتمان. ملتي که "فقر" و "206 " دوگانه اش مسبب سر به صحرا نهادن است. ولي اتفاق هميشه در حوالي ماست. گذرنکنيم از اين اتفاق!
     <    <<    6   7   8      >