شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

آموزش پیرایش مردانه اورجینال
+ [تلگرام] آيت الله حائري شيرازي گفتاري «مهم» در باب نقد رهبري چرا اگر کسي به کسي نسبت زنا داد و چهار شاهد بر آن اقامه نکرد، بايستي هشتاد شلاق بخورد و شهادت او بعد از آن قبول نشود و او عندالله فاسق شمرده شود؟ در حاليکه مي دانيم طرف، فساد اخلاق [را واقعاً] مشاهده کرده و براي مبارزه با فساد، [اين] نسبت را داده است! هر انساني و هر مسلماني بر اساس انسانيت و يا اسلاميت، تحت حکم عام «کلکم راع و کلکم مسئول» [مي باشد و] نسبت به ديگري، حالت داور فوتبال دارد که کارت زرد و سرخش اعتبار دارد. [ اما: ] «ان الله جعل لکل شيء حداً و جعل علي کل من تجاوز الحد حداً» (همانا خداوند براي هر چيزي حدي قرار داد و براي هرکسي که از آن حد تجاوز کند [نيز] حد قرار داده است) آنکه به ديگري نسبت زنا داد، بدليل آنکه مي خواسته با فساد مبارزه کند، کارت زرد يا سرخ خود را نشان داده است. اين همان «حدّي» است که خداوند براي هر چيزي قرار داده است. زنا، محکوم بوده و «نسبت دهنده»، براي مبارزه با فساد قيام کرده. اما چون چهار شاهد ندارد، از «حدّ» تجاوز کرده است و براي متجاوز از حدّ، حدّ شلاق و مجازات هاي مدني ديگر وضع شده؛ زيرا متهم، حقوق مدني دارد. تا چهار شاهد بر عليه او شهادت ندهند، حرمت او محفوظ است و «نسبت دهنده»، حرمت شکني کرده و «بند تسبيح» را خواسته پاره کند؛ [لذا] هشتاد شلاق و عدم قبول شهادت او، کوتاه کردن دست اوست. ديواري بايد حائل ميان «نقد» و «تخريب» باشد. اگر قرار است «نقد» آزاد شود، بايد حد مجازات «تخريب» مشخص شود و اجراء گردد و الّا مصونيت «بند تسبيح نظام» در خطر پارگي قرار مي گيرد. در ماشين، ترمز در اختيار راننده است و در فوتبال، کارت سرخ و زرد در اختيار داور است؛ [اما] در قطار، ترمز در اختيار همگان است. در اديان الهي نيز، کارت سرخ و زرد در اختيار همگان است و همه وظيفه ي امر به معروف دارند. در قطار، هرکس بي جهت ترمز قطار را بکشد جريم نقدي دارد. پس بايد براي کاربران کارت هاي زرد و سرخ، حد و حدودي تعريف شود و براي متجاوز از حدّ، جريمه اي مقرر گردد. در مسال نقد رهبري بايد توجه داشت که [همانطور که] نقد و تخريب در مورد فرد، ديوارِ بلندِ هشتاد شلاق را در پي داشت؛ پس در امر رهبري، تخريب، مجازات تخريبِ همه افراد را در پي دارد؛ چون «همه» به هم مي ريزند و «همه» آسيب مي بينند. در فوتبال، نقد هريک از بازيکن ها امر رايجي است. اما نقد داور پيامدهاي کمرشکن براي نظام فوتبال دارد. زيرا ابهت و کاريزماي شخصيت اوست که فوتبال را با ابهت و ممتاز مي کند. داور بايد نقش الماس را در شيشه بري داشته باشد. چندين نسل از شيشه برها از يک الماس استفاده مي کنند؛ خط مي اندازد و خط بر نمي دارد! آيا در جامعه هم خط انداختن و خط بر نداشتن بدليل صلابت مسئولان است يا به حريمي است که به کمک قوانين حمايتي براي آنها قائل مي شويم و يا به هر دو دليل؟ شکي نيست که اگر صلابت خود مسئولين نباشد، صيانت قوانين حمايتي به تنهايي کارساز نيست و اگر صيانت قوانين حمايتي نباشد، صلابت به تنهايي امنيت شغلي براي مسئول فراهم نمي آورد. هرکس به فراخور اهميت کارش نياز به «صلابت کسبي» و «حرمت قانوني» دارد. داور را مجموعه اي از کارشناسان به صورت محرمانه نقد مي کنند. اگر نقد آنها نباشد، اصلاح امر داوران و رفع کاستي هاي آنان، جام عمل نمي پوشد و اگر رسم شود که همه داور را نقد کنند، داور شايسته، ايمني نخواهد داشت و قبول مسئوليت نمي کند و بازيکن ها وقتي ديدند به جاي نقد خودشان، نقد داور امکان پذير است به جاي اصلاح خود به تخريب داور مي پردازند و اصلاح نمي شوند. «استبداد»، اصرار بر راه کج و غلط است وگرنه «صلابت» در راه صحيح، به هيچ وجه استبداد نيست. نبايد فراموش کنيم که دشمن کارهاي زشت خود را در قالب برنامه هاي قشنگ به فروش مي رساند. «سمّ قاتل آزادي و شرافت» را در بسته بندي شکيل به عنوان «راه براي مبارزه با استبداد و خودکامگي» عرضه مي کند. در قضيه نقد رهبري نبايد جوانان فريب ظاهر قضيه را بخورند و به خاکي بروند. نگاه کنيد مسأله غيبت و ظهور را. امام يازدهم مورد سؤال و نقد واقع مي شود که اموالي که از طرف بزرگان شيعه خدمت ايشان ارسال شده کجا مصرف شده است؟ امام در جواب مي گويد: «اگر امامت امر مستمري است و شما به آن پايبنديد چرا اين سؤال از اجداد من نشد؟» و از آن پس، دستور مي دهد پرده سياهي در اتاق ملاقات نصب شود و شيعيان از پشت پرده با آن حضرت گفتگو مي کنند و از آن زمان غيبت آغاز شد. اخيراً که مردم از خواب غفلت بيدار شدند و امام امت به عنوان وکيل امام زمان روي کار آمد، جنگ هشت ساله اين همه شهيد و مجروح داد و با قبول قطعنامه پايان يافت و امام تمام مسئوليت آن را به عهده گرفت. همه خانواده شهداء و ديگران به نفع امام راهپيمايي و تجديد بيعت کردند. بايد مواظب «کلمه حق يراد بها الباطل» بود. @haerishirazi
با سلام صبح جمعه را با کلامي در دفاع منطقي از ولايت فقيه که توسط آقا سيد محمدرضا عزيز نگاشته شده، آغاز کردم، بخشي از آن را در کتاب ارزشمند آئينه تمام نماي آيت الله حائري، ( مطالعه آن را به دوستان فارسي بلاگ پيشنهاد مي کنم) خوانده بودم، که امروز کامل شد. دست آقا سيد درد نکند.
آموزش پیرایش مردانه اورجینال
سيدمحمدرضا فخري
14 امتیاز
142 برگزیده
2351 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مرداد ماه
vertical_align_top