خواهش میکنم شما رای ندهید

پنج شنبه 90/12/11 3:12 صبح| | نظر

بنام خدا
حتماً وقتی عنوان نوشته را دیدید فکر کردید به سبک بعضی رسانه های امروزی که کمی سعی می کنند ذوق هنری مصرف کنند، من هم میخواهم در این نوشته به لطایف الحیل ثابت کنم که رای بدهید و عنوان برای تحریک مخاطب و شاید ردگم کردن باشد. اما از همین اول بگویم که هرگز اینطور نیست. عنوان درست و دقیق است، تا آخر متن هم بر سر حرفم هستم و ذره ای ذوق هنری برای جذب مخاطب در آن صرف نشده است.
از آقای حسن اجرایی نوشته ای در وبلاگ درویشی نشسته بر پوست پلنگ دیدم که انگیزه ای شد ساعت دو بعد از نیمه شبی بیایم سراغ وبلاگم. ایشان بطور خلاصه بیان داشته اند که با این اوضاع قمر در عقرب و چپ اندرقیچی قانون و آزادی و مدنیت(تعبیر از بنده) و ... هیچ انگیزه ای برای تغییر اوضاع نداریم (هر چند امید داریم) و زهر نامرادی ها و ظلم و ستم ها را مغز استخوانمان هم چشیده و اگر میتوانستم با رای ندادنم صدای اعتراضم را به گوش آنانی که باید، برسانم، حتماً رای نمی دادم، ولی حالا که اینطور نیست، رای میدم تا بین بد و بدتر، بدتر لااقل انتخاب نشود و ...
بنده از طرف خودم (و نه از طرف حکومت یا دولت یا هر مفهوم مشابه)، که حدوداً یک هفتاد وهفت میلیونیم مردم ایران حق دارم نظر بدهم، عرض میکنم که :
بنده مثل شما امید به اصلاح دارم، رای هم می دهم،  اما مثل شما رای مردد و از سر ناچاری و به عبارت بهتر شبهه ناک نه، هرگز.
من رای می دهم، با اطمینان، با یقین، با اعتقاد، با وضو، بدون اما و اگرهای ملال آور و نه چندان ناَآشنای شما.
من تبعیت از فرمان ولیّ ام را فرض می دانم، شما فرض کن عقلم را تعطیل کرده ام.
شما فکر کن بنده و امثال بنده یک مشت آدم جوگیر و ساده لوح هستیم...
فکر کن در صندوقچه عقلمان را سه قفله کرده ایم و فقط نشسته ایم ببینیم اخبار ساعت 21 و آقای حیاتی چه می فرمایند تا فردا برویم برای همدیگر تعریف کنیم.
فکر کن عشق و اردات ما به سید علی احساساتی بازی عوامانه است.
فکر کن چون ولیّ ما خوش تیپ است و قد وبالای برازنده ای دارد، برایش جان می دهیم، فرمانبری که جای خود.
فکر کن اسیر توهمات سنتی هستیم و با چار تا آدم منطقی چیز فهم ترجیحاً آب اونطرف آب خورده برخورد نداشته ایم تا بلکه کمی روشن بشویم.
فکر کن ندیدیم و نشنیدیم و حالیمان نمی شود ظلم و عدل چیست و کجا و کی چه کسی ظلم کرد و چه کسی مظلوم بود.
فکر کن اگر گاهی دم از شهید و شهادت می زنیم، صرفاً عواطف انسانی مان است که گهگاهی فوران می کند.
فکر کن خونهایی که در فتنه 88 ریخته شد را ما از خوشحالی در شیشه کردیم و یک نفس سرکشیدیم و خدا را شکر کردیم و کله قند در دلمان آب شد اگر در کهریزک سیلی بر گوشی زدند.
اشکال ندارد، همه این فکرها را بکن، اما حق نداری یک گمان و تصور بکنی.
ما ممکن است بخاطر این فکرهایی که در حق من و امثال من ممکنست بکنی و بخاطر هزاران اما و اگر دیگر، مظلوم باشیم اما ذلیل نیستیم.
ما فکر می کنیم برای اهداف والای انقلاب باید هزینه کرد، و هر چیز گرانقیمت، هزینه های گرانقیمت می طلبد.
ما فکر میکنیم باید مشارکت مردم را هر چه بیشتر کرد، اما مشارکت آگاهانه و معتقدانه، نه مشارکتهای آبکی و مردد.
نظام رای میخواهد اما از نوع حلال و نه شبهه ناک. از نوع عزتمندانه و آگاهانه و مبتنی بر بینش، نه مشکوک و ذلیلانه.
بنده به اندازه یک هفتاد و هفت میلیونیمی که در این مملکت حق دارم از شما خواهش میکنم این رای شبهه ناکی را که در نوشته تان توصیفش کردید ندهید.
هر چه بر سر درخت انقلاب ما آمده، تا بحال از این آبهای شبهه ناک است که آبیاریش کرده و اگر این درخت تا بحال سر پا مانده، با خونهای پاکیست که سمّ این شبهه ها را زدوده. برادر من، اگر یقین کردی رای بده، ولی با تردید، از سرناچاری، با اما و اگر و شاید منت، با شبهه، نه !  هرگز !
اما کوتاه سخنی دیگر
برادر من، آزادی خیلی خوبست، خیلی والاست، مشروطه خواهی، اخلاق، عقلانیت و همه این مفاهیم خوش تیپ و انسانی، هم خوبست و هم لازم، اما...
افرایت من اتخذ الهه آزادی؟
افرایت من اتخذ الهه عقلانیت؟
افرایت من اتخذ الهه اخلاق؟
افرایت من اتخذ الهه سیاست ورزی؟
و در یک کلام
افرایت من اتخذ الهه هواه؟
اینها از خدا هم بالاتر است؟ اولین اصل از اصول دین آزادی است یا بندگی؟
بسیاری از این انا ربکم الاعلی هایی که تلویحاً و با تکیه بر عقلانیت و اخلاق و عدالتخواهی و ... به فلک بلند می شود، پیشتر و بیشتر از آنکه کنایه و نیشتر به ولیّ غیرمعصوم باشد، فریاد خداوندگاری عقلانیت و اخلاق است در برابر خداوندگار لاشریک.
گاهی آزادی، عقلانیت، اخلاق، سیاست را در اعماق فکرمان، بیش از حد خودش جدی می گیریم، یعنی خواسته و ناخواسته جای خدا مینشانیم،
حتی خدا را با اینها میخواهیم تعریف کنیم...
سبحانه و تعالی...
نمیبینم نشاط عیش در کس
نه درمان دلی نه درد دینی

والسلام


مفاهمه با ریش سفیدان

یکشنبه 90/11/16 12:27 عصر| | نظر

بنام خدا
وقتی می بینم تا چه حد با نسل های گذشته ام تفاوت دیدگاه دارم...
وقتی متحیرانه می بینم چقدر زبان مفاهمه ام با نسل گذشته ام، کند و نارساست...
وقتی با هزار تلاش و استدلال و صغرا و کبرا چیدن، باز هم نمی توانم بعضی ریش سفیدان نسل گذشته ام را به موضوعی متقاعد کنم...
وقتی می بینم بعضی مفاهیم اصولاً قابلیت ورود به بعضی فکرهای سالخورده ندارد...
بر خود می لرزم...
می ترسم نکند همین باشد سرنوشت مفاهمه ی خودم هم با نسلهای بعدی، با فرزندانم، با نوه و نتیجه هایم ...

پیرمرد

مولا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند :
الناس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم
مردمان به زمان خویش مانند ترند از ایشان به پدران‏شان.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 19، ص 209.)

عکس از اینجا


جنگ دیپلمات ها

سه شنبه 90/10/27 8:10 عصر| | نظر

بنام خدا
جدال نفس گیر و تمام قد جمهوری اسلامی ایران با دنیای غرب به مراحل حساسی رسیده است. این بار حریف دست به بازی خطرناک تحریم بانکی/نفتی زده است. سالهاست شاهد جنگ تمام عیار هستیم اما این روزها و ماهها جدال دارد به جاهای حساس خود می رسد. فعلاً هیچ بمب و موشکی رها  نمی شود، هیچ گرد و خاک و بوی خون و باروتی بلند نمی شود، اما شرایط طرفین، هیچ کم از یک جنگ تمام عیار ندارد. نبردی که فعلاً ابعاد سیاسی ، اقتصادی و البته اطلاعاتی آن بسیار پررنگ است و هنوز خوشبختانه به فاز نظامی خود نرسیده است.

نفت

واقعیت آنست که در هیچ میدان جنگی، حلوا خیرات نمی کنند. اختلافات ما با دنیای استکبار آنقدر عمیق و ریشه دار است که هیچ دورنمای نزدیکی برای صلح و آشتی پایدار متصور نیست. در این عرصه، هر طرف که قوی تر و با اقتدارتر عمل کند و بهتر بتواند از مهره ها و عوامل قدرت خود بهره ببرد، بازی را برده است.
بی شک در هیچ دورانی از تاریخ پر فراز و نشیب کشور، نقش دیپلماتها و مردان سیاست اینقدر در این جدال نفس گیر، پر رنگ و تعیین کننده نبوده است. الان دقیقاً زمانیست که دستگاه دیپلماسی کشور باید از تمام ظرفیت رسمی خود و از تمام ظرفیتهای پنهان که در بدنه علمی و نخبگان سیاسی کشور وجود دارد بهره بگیرد. راه تقابل با کشورهای خائنی چون امارات متحده عربی و عربستان که مطیع و منقاد دنیای غرب و دستیار آنها در این جدال نابرابرند، بیانیه رسمی و اظهار نظر دیپلماتیک رسمی نیست. به نظر می رسد ایران باید از تمام توان اطلاعاتی، اقتصادی و نفوذ منطقه ای خود در تحت فشار قرار دادن این دو کشور خیانت کار بهره گیرد.
وقتی کشور آمریکا با دستاویز خنده داری چون فیلم عیاشی های نامتعارف ملوک و شیوخ فاسد منطقه، آنها را تحت فشار قرار می دهد، قطعاً جمهوری اسلامی ایران با توان و اشراف اطلاعاتی و امنیتی خود در منطقه می توان برگهای برنده بسیار بیشتری در اختیار داشته باشد.
ما نمی توانیم بنشینیم و هر روز شاهد خیانتهای آشکار شیوخ شکم گنده حاشیه خلیج فارس باشیم و دستگاه دیپلماسی ما کما فی السابق همان اظهارات کلی مصداق «یکی به نعل یکی به میخ» را تکرار کند...
دستگاه دیپلماسی ! تحرک! تحرک!


تشکر از بانک مرکزی

پنج شنبه 90/10/22 9:14 عصر| طنز | نظر

بنام خدا
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
بدینوسیله اینجانب از جانب خویشتن، از اقدام اسلامی، انقلابی و شجاعانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در پیشنهاد افزایش نرخ سود به 21 درصد تشکر می کنم. ظاهراً این کار بخاطر کمک به عدم سقوط بیشتر ارزش پول ملی انجام گرفته است. این اقدام شجاعانه اسلامی انقلابی (مستقیم یا غیر مستقیم) گویای آنست که :

-مردم مسلمان انقلابی کشورمان ذاتاً هیچ فرقی با مردم مسلمان انقلابی کشورهای دوست و برادر غربی ندارند. اینطور وقتها که پول ملی دارد کله پا میشود هر کار با آنها می کنند، با ما هم باید بشود دیگر. چه فرقی میکند؟ آدم است دیگر. پول بیشتر که ببیند دهانش آب می افتد.

-آن دسته از مردم مسلمان انقلابی کشورمان که دارای پول بادآورده هستند، قوه مقدس و انقلابی "حرص" شان تحریک خواهد شد و برای اینکه سود بیشتری به جیب مبارک و مقدسشان برود، پولهاشان را سرازیر بانکها می کنند. هر چند این وظیفه مقدس تحریک "حرص" را سالهاست (از دولت سازندگی به بعد) بانکهای شما با هنرمندانه ترین شکل ممکن و با همکاری صمیمانه صداوسیما در تبلیغات تلویزیونی ایفا می کنند.

-بانکهای انقلابی و اسلامی عزیز هم من بعد وامهایشان را با سود  مثلاً 30 درصد به مردم می دهند. خرج دارند دیگر. عقودشان هم که اسلامی انقلابیست. ان شا الله با همه این پولها کار شرافتمندانه می کنند و ان شا الله که همه این پولها صرف ساختن بزرگراه و کارخانه میشود و ان شا الله که هرگز هرگز اینطور نیست که پس اندازهای قرض الحسنه را با سود به مردم وام بدهند و یا پولهای پس انداز را مستقیم بدون اینکه با آن کار کنند، از یک دست با سود 21 درصد بگیرند و با یک دست دیگر با سود 30 درصد وام بدهند به دیگری. و صد ان شا الله این پولها همه حرام اندر حرام اندر حرام نمی شود.

بنابراین واقعاً جای تشکر و قدردانی دارد این بانک مرکزی اسلامی انقلابی.

بانک مرکزی

پاورقی :یحتمل حدس می زنم بعضی خوانندگان عزیز به بنده می فرمایند :
برو بینیم بابااااااااااااا
بعضی هم بفرمایند :
کجای کاری عمو؟ خواب دیدی خیر باشه...
بعضی هم بفرمایند :
جلوی باد رو گرفته ای این توده های مرطوب نمیاد اینطرف بارون بیاد... برو اونطرف بابااااااااااااااااااا
.....
عرض میکنم :
طنز تلخیست برادر ....
نمیبینم نشاط عیش در کس...


عزت یعنی...

یکشنبه 90/10/18 10:9 عصر| | نظر

بنام خدا
عزت یعنی ...
در کشور همسایه کناری ات، که با آمریکا رفیق فابریک هم هست، گاه و بیگاه پرنده های بی سرنشین آمریکایی بلند می شوند و تعدادی از مردمش را به خاک و خون می کشند، نه توضیحی می دهند، نه معذرت خواهی میکنند و نه ... آنوقت حاکمان این کشور همسایه در قبال این تجاوز و توهین بزرگ به حاکمیت آن و تمامیت ارضی آن، هییییچ غلطی نمی توانند بکنند و مردم این کشور خاک ذلت و خواری بر سر می کنند،
آنوقت در کشور خودت ...
سی سال است سگهایی آمریکایی و اروپایی دورتادور کشورت، در آب و خشکی، پارس میکنند و زوزه می کشند. سالهاست آرزو دارند خاک کشورت را به توبره بکشند و انتقام همه آنچه از مقاوت اسلامی و بیداری اسلامی بر سرشان آمده بر سر کشورت خالی کنند و از مردم غیورت بگیرند، اما هییییچ غلطی نمی توانند بکنند.
عزت یعنی این.
ولله العزه و لرسوله و للمومنین (منافقون: 8)
همانا عزت از آن خدا و رسولش و مومنین است


بچه نا آرام و تجربیات شخصی

چهارشنبه 90/10/14 3:30 عصر| | نظر

بنام خدا
به تازگی یکی از کاربران قدیمی و فعال سایت، مدیر محترم وبلاگ "به راه بادیه رفتن"  صاحب فرزند دختری شده اند.
اولاً قدم خیر نورسیده رو خدمتشون تبریک عرض میکنم و خیلی خوشحالم که متبرک به نام مبارک "فاطمه" سیده نساءالعالمین علیها سلام است.
ان شاالله که ایشان و همسر محترم و فرزندشان عاقبت بخیر دنیا و آخرت باشند و با صاحب اسم فرزندشان محشور بشوند.

دیدم در وبلاگشون از ناآرامی بچه گلایه کرده اند. انگیزه ای شد شمه ای از تجربیاتم را در امر خطیر بچه داری بنویسم:
بچه وقتی ناآرامست معمولا یکی از علل زیر را دارد :
1- گوش بچه درد میکند(معمولاً شبها). یه علت اینه که از حموم بیرون آمده گوشش خیس مانده و باد یا هوای سرد داخل گوشش رفته. به شدت باید مراقب بود گوش بچه خیس نماند و همیشه هم کلاه گوش بچه رو پوشش بده تا باد سرد توی گوشش نره. ما قدیما دود سیگار به گوش بچه میدادیم بدک نبود. با لمس دست به گوش اگه گریه کرد یا عکس العمل نشون داد معلوم میشه که درد داره یا نه و چقدر درد داره.
2- دلش درد می کنه. معمولاً بچه ها بخاطر نفخ شکم دل درد میگیرند و علت اصلی این موضوع خوراک مادر است. خوردن شیر گاو توسط مادر و همچنین غذاهایی که نفخ آورست مانند انواع ماست و لبنیات و حبوبات مانند نخود و لوبیا در دل درد بچه تاثیر دارد.
3- بچه کمتر از حد لازم یا بیشتر از حد لازم لباس پوشیده و یا هوای اتاق خیلی گرم است و از گرما کلافه شده.
4- وضعیت پوشک و پوست پایش ممکن است به گونه ای باشد که احساس راحتی نکند. خوردن شیرینی جات گاهی اوقات باعث سرخ شدن و سوزش پای بچه و همینطور شدت زردی بچه در دو سه هفته اول می شود، بنابراین خیلی باید مراقب خوراکشان باشند که کاملا متعادل باشد. همینطور از خوردن سیر و پیاز خام که باعث بد بو شدن شیر مادر میشود پرهیز نمایند.

همانطور که عرض کردم اینها تجربه شخصی است و نه علم. ان شا الله از نظرات خوب تخصصی پزشکان عزیزی که افتخار دوستی شون رو در پارسی بلاگ داریم بهره مند میشیم.